محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

126

الحياة ( فارسي )

أصلحت به مثواك « 1 » ( 1 ) پسر جانم ! بهرهء تو از دنيا همان است كه خانهء آخرتت را بدان آباد كرده باشى » ؛ و « فاسع في كدحك و لا تكن خازنا لغيرك « 2 » ( 2 ) با سختى و رنج بكوش ، اما براى ديگرى مگذار [ بلكه خود در راه خير هزينه گذارى و انفاق كن ] » . و از ابو ذر غفارى روايت شده است كه چنين مىگفت : « من ترك بيضاء أو حمراء ، كوي به يوم القيامة « 3 » هر كس سيم و زرى از خود بر جاى نهد ، در روز بازپسين با آن داغش كنند » . آنچه از اين تعاليم هدفدار فهميده مىشود ، اين است كه غرض اصلى از كسب مال و گرد كردن آن ، لازم است كه دست يافتن به معاشى معادى باشد ، تا رنجى كه آدمى تحمّل مىكند براى خود او باقى بماند ، و زندگى فانى و گذراى او وسيله اى براى تأمين زندگى جاودانى او شود . و اين هدف نهايى مقياسى است براى ارزشيابى مال و جريانهاى آن در نظر اسلام . « 4 » شايد بگوييد : پس مقصود از ارث و مقرّرات آن در قانونگذارى اسلامى چيست ؟ در جواب مىگوييم : اسلام به گرد آوردن و ذخيره كردن مال براى اينكه مالك مال آن را به ارث بر جاى گذارد و در بارهء آن وصيّت كند ، خوشامد نمىگويد ، چه در قرآن كريم آمده است كه : « * ( إِنْ تَرَكَ خَيْراً ) * « 5 » اگر چيزى بر جاى گذارد » ، كه در اينجا « ان » شرطيّه ( اگر ) به كار رفته كه حاكى از احتمال است ، همچنين واژهء « خيرا » به صورت نكره آمده است كه حكايت از « اندك » بودن دارد . و آشكار است كه موضوع ارث دليلى نيست بر پسنديده بودن مالهاى فراوان طغيانآور و تعهّدزدا ، بلكه نظر به اموالى دارد كه صاحبان معيشت اقتصادى و ميانه روانه به صورت طبيعى از خود بر جاى مىگذارند ؛ . . .

--> « 1 » . « نهج البلاغه » / 935 ؛ « عبده » 3 / 61 . « 2 » . « نهج البلاغه » / 921 ؛ « عبده » 3 / 51 . « 3 » . « مجمع البيان » / 5 / 26 . « 4 » . در اين باره ، به مسائل « وصيّت » ، در رساله هاى عمليّه نيز رجوع شود . « 5 » . « سورهء بقره » : 180 .